آغاز نوبت اول کنکور ۱۴۰۳ | رقابت داوطلبان گروه‌های ریاضی و انسانی در نخستین روز (۶ اردیبهشت ۱۴۰۳) کلاهبرداری‌های آنلاین | وب‌سایت‌هایی که بازدید می‌کنید چقدر ایمن هستند؟ از چند سالگی پیر محسوب می‌شویم؟ شلیک دلخراش مرد فراری به همسرش استطاعت ٩٨درصد زائران حج تمتع امسال مشخص شد کشف جسد دانشجوی دندان‌پزشکی بعد از یک هفته| دو مظنون بازداشت شدند یک کشته و ۶ مجروح بر اثر طوفان زاهدان(۵ اردیبهشت ۱۴۰۳) عاملان تیراندازی در اتوبان همت دستگیر شدند (۵ اردیبهشت ۱۴۰۳) پلمب کلوپ بازی‌های تصویری متخلف در مشهد دستگیری زورگیران دهه هشتادی قمه کش (۵ اردیبهشت ۱۴۰۳) کشف ۷۳ قطعه سکه تاریخی دوره اشکانیان از مسافر قطار (۵ اردیبهشت ۱۴۰۳) مشاهده پلنگ در حاشیه محدوده آب چمن روستای مشهد میانگین سن مادران و پدران ایرانی در تولد اولین فرزند چقدر است؟ سردار رادان: اصراری به انتقال خودرو‌های توقیفی با جرثقیل نداریم سارق ۴۶ کامپیوتر خودرو در مشهد به دام افتاد (۵ اردیبهشت ۱۴۰۳) بازنشستگان تامین اجتماعی همچنان منتظر تعیین تکلیف افزایش حقوق خود هستند (۵ اردیبهشت ۱۴۰۳) پلمب ۱۱ واحد صنفی به‌دلیل فروش مواد مخدر و قرص‌های غیرمجاز در مشهد  آدمکشی جوان ۱۸ ساله به خاطر غرور جوانی در مشهد + عکس آنچه اخلاق عمومی را کارآمدتر می‌کند
سرخط خبرها

آب را زمین نگذار گواراى وجود!

  • کد خبر: ۷۵۵۲۳
  • ۰۴ مرداد ۱۴۰۰ - ۱۰:۴۲
آب را زمین نگذار گواراى وجود!
فریدون صدیقى - استاد روزنامه نگاری

آب اگر دستت هست، زمین نگذار، بنوش! گواراى وجود خانم‌ها و آقایان عزیز و کودکان نازنین سوخته زیر شعله سرکش نفت و گاز خوزستان!
نه، ضرورتى ندارد که آب را زمین بگذارید و شتابان بیایید تا از من بشنوید چه خبر مهمى براى شما دارم که ندارم. خبر شمایید. قربانتان گردم که براى دو قلپ آب گوارا سر به بیابان گذاشته اید! من هرچه بود، هزاربار گفته ام و هیچ بار از درد و رنج شما نکاسته ام. حتى وعده‌ها داده ام که از بس بى بنیان بود، شنزار آن را با خود برد.


راست این است که وقتى برنامه‌ای غیرمدون، نسنجیده، بارى به هرجهت و گاه بى جهت را مدیران کم کارآمد و گاه ناکارآمد عرضه و اجرایى مى کنند، آنچه به بار می‌آید، نامش گسست، بى سروسامانى و شکست است. نگاه کنید به خوزستان که غرق در بى آبى است و ندانستگى و خودخواهى تا جایى قد کشیده که کار سد «گتوند» تولید آب‌نمک شده است.


نکته؛ بازخوانى گذراى جایگاه پاره عزیز ایران، حال ما را همیشه و همواره سربلند و مفتخر مى کند، حتى در دقیقه اکنون که شرمى تلخ در نگاه همدلانه ما به خوزستان است.
باور بسیارى بر این است که خوزستان دروازه ورود مدرنیته به وقت فوران اولین چاه نفت در ایران است؛ چنان که در سال هاى جنگ تحمیلى حماسه ساز بود. خطه اى که عیار سلحشورى، صداقت، صفا و صبورى مردمانش، طلاى ۲۱ عیار در سرزمین طلاى سیاه است.


چه خوزستان خرم و خندانى دیدم در سال هاى بسى دور. آن زمان که براى تهیه گزارش از تراکم شدید کشتى‌هایی رفته بودم که در نوبت دوسه ماهه براى تخلیه بار آمده بودند. آن بولوار سبز و شاداب ساحلى خرمشهر که شتک دریا اهل تفریح را خیس و تلیس مى کرد. آن کارون پرآب و پرتلاطم که موج در موج بلم‌رانان را پیش مى راند و ماهی‌گیران ساحل را به وقت طلوع و غروب، سرمست از صید مى کرد.

 

چه آبادان زیبایى با جلوه هاى ویژه و یگانه که آمد ورفت و دیدار را براى مسافران خوزستان ندیده، خاطره انگیز مى‌کرد. آن گزارش‌ها در روزنامه کیهان سال هاى ۱۳۵۵ یا ۱۳۵۶ به یادگار مانده است. دریغا که جنگ تحمیلى همه چیز را به توپ و گلوله و راکت بست! کشتى‌ها به گل نشست، نخل‌ها سرشکسته، زمین سوخته و سواحل کران تاکران زخمى شد و هنوز جراحت عمیق آن ایام التیام نیافته است و همچنان جمعى از خوزستانى هاى کوچ کرده از زیر آوار جنگ در تهران، مشهد و اصفهان با خاطرات دیرین، روز و شب را پشت سر مى گذارند. گرچه نسل هاى پس از آنان شاید هنوز خوزستان را ندیده باشند.

سال هاى جنگ سال هاى غریبى بود. هر کسى به شکلى، خالق حماسه و حضور بود. هر کسى در هرجا محکوم به تحمل درد و افتخار بود، اما خوزستان و مردمان عزتمند خوزستان، بیش از همه آسیب دیدند و رنج کشیدند و انتظار این بود که پس از پایان جنگ و رنج، آنچه دست کم در ساختار و سخت افزار از دست داده بودند، دوباره بازیابند وقتى نفتکش‌ها به راحتى پهلو مى گرفتند. اما نشد و آنچه شد، ناچیز بود که نه درمانى براى زخم هاى کهن بود، نه مرهمى براى زندگى بسامان. غفلت ها، ندانم کارى ها، سودجویى‌ها و نیز خشک سالى مزید بر علت شد که نتیجه را مى بینیم. در این تابستان تفتان، کام زندگى خوزستانى‌ها تلخ است. بى آبى بیداد مى کند و بى برنامگى تبر بر تن رنجور صبورى‌ها مى زند و از گفتاردرمانى دیگر کارى ساخته نیست.
سوال نرم: آیا برخى مسئولان، چون حرفى براى گفتن و عملى براى نشان دادن ندارند، ناگزیر هر آنچه مى گویند، همچنان خلاف وعده، مبهم و کم امید است؟


پاسخ نرم: شاید، احتمالا یا قطعا، پاسخ صریح به این پرسش در روزگار پر از سوءتفاهم دشوار است، بنابراین امیدواریم برخى از همان برخى‌ها لااقل بپذیرند که شرط اول مسئولیت پذیرى، دانایى و اشراف به کارى است که مى پذیرند؛ یعنى کارآمدى، شفافیت و پاسخگو بودن. اگر چنین باشد و چنین شود، آن وقت مى توان امیدوار بود در هر موقعیت و در هر بن بستى، راهى بجویند که با کمترین زیان و بیشترین فایده همراه باشد.
تردید ندارم همه ایرانیان در هرجاى عالم که هستند، هر بار مشتی آب سرمى کشند، کامشان مکدر است و باور دارم که این روز‌ها هیچ آبى رنجیده و گل آلود نخواهد شد.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->