سرخط خبرها

گفتگو با دکتر حسن انصاری، استاد دانشگاه و پژوهشگر درباره پژوهش‌های مرتبط با قیام عاشورا

  • کد خبر: ۷۷۶۲۲
  • ۲۸ مرداد ۱۴۰۰ - ۰۷:۱۳
گفتگو با دکتر حسن انصاری، استاد دانشگاه و پژوهشگر درباره پژوهش‌های مرتبط با قیام عاشورا
دکتر حسن انصاری، عضو هیئت‌علمی مدرسه مطالعات تاریخی پرینستون در این گفتگو به بررسی زوایای تحلیلی ادبیات عاشورایی و آثاری که در این زمینه نوشته شده، پرداخته است. مشروح گفتگو را در ادامه بخوانید.
امید حسینی‌نژاد | شهرآرانیوز - قیام بزرگ عاشورا پر است از پایمردی‏‌ها و حماسه‏‌هایی که امام‌حسین (ع) و اصحاب بزرگوار آن حضرت قهرمان آن بوده‏‌اند؛ بنابراین این بعد از ابعاد آن حماسه جاوید بیش از سایر ابعاد جلوه کرده و از برجستگی ویژه‏ای برخوردار است. بیشتر مردم کربلا را از این دریچه می‌نگرند و آن را با این خصوصیت می‌شناسند. این قیام تأثیر به‌سزایی بر جامعه مسلمانان در سده نخست ایجاد کرد. این اتفاق در سال ۶۱‌قمری توسط فردی انجام شد که خود را خلیفه مسلمین می‌دانست و با به‌شهادت‌رساندن نوه پیامبراکرم (ص) اوج خون‌خواری حکومتش را نشان داد. یزید پس از مرگ پدرش با برنامه‌ریزی قبلی عنان حکومت اسلامی را به‌دست گرفت؛ فردی که در انجام امور خارج از احکام دین مبین اسلام شهره بود. امام‌ حسین (ع) نتوانست در مقابل این اتفاق ننگین سکوت کند. وقتی مروان‌بن‌حکم، حاکم مدینه، در مقام نصیحت و خیرخواهی پیشنهاد بیعت با یزید را تکرار کرد، امام‌حسین (ع) با جدیت تمام و بدون کوچک‌ترین عقب‌نشینی جواب داد: «إنا لله و إنا إلیه راجعون و علی الاسلام السلام إذا بلیت الأمة براع مثل یزید. یا مروان، أترشدنى لبیعة یزید و یزید رجل فاسق؟ لقد قلت شططا من القول و زللا و لا ألومک/ اگر امت اسلامی به سرپرستی مثل یزید مبتلا شود با اسلام باید وداع کرد.‌ای مروان، مرا ارشاد و راهنمایی به بیعت با یزید می‏کنی، درحالی‌که او مرد فاسقی است؟ پراکنده‌‏گویی کردی و حرف نامربوطی زدی و من به دلیل این کلام سرزنشت نمی‌‏کنم، چون تو همان ملعونی هستی که هنوز در صلب پدرت (حکم‌بن‌عاص) ...»
 
گفتگو با دکتر حسن انصاری، استاد دانشگاه و پژوهشگر درباره پژوهش‌های مرتبط با قیام عاشوراامام (ع) بار‌ها در مسیر حرکتش اهداف قیام خود را تبیین کرد و در طول این مسیر افرادی نیز به این قیام پیوستند. در آثار تاریخی سخنان امام (ع) و اتفاقاتی که در کربلا افتاد، ثبت و ضبط شده است. پس از واقعه عاشورا نیز برخی به نوشتن کتاب‌هایی در این زمینه پرداختند. در دوره معاصر حجم این آثار افزایش یافت و رویکرد آن‌ها به تأثیر از وقایع دوره معاصر بود. دکتر حسن انصاری، عضو هیئت‌علمی مدرسه مطالعات تاریخی پرینستون در این گفتگو به بررسی زوایای تحلیلی ادبیات عاشورایی و آثاری که در این زمینه نوشته شده، پرداخته است. مشروح گفتگو را در ادامه بخوانید.

تاکنون آثار گوناگونی درباره بررسی قیام امام‌حسین (ع) نوشته شده است. در سده‌های نخست، بیشتر آثار در گونه ادبیات «مقتل‌الحسین (ع)» بود. در سده‌های نخست این‌گونه ادبیات تا چه اندازه در جاودانگی قیام عاشورا تأثیر داشت؟

با اینکه سالانه ده‌ها کتاب درباره واقعه کربلا و قیام حضرت اباعبدا... (ع) در ایران و جهان تشیع و اسلام منتشر می‌شود، متأسفانه هنوز پژوهشی تاریخی درباره عاشورا چنان‌که باید در همه ابعاد آن گسترش پیدا نکرده است. یکی از این موارد بازسازی مقاتل کهن است؛ نوشته‌های اخباریان و مورخان سده‌های دوم و سوم قمری. تاکنون مقتل «ابومخنف» به‌شکل ناقصی بازسازی شده است، ولی این کار را باید درباره سایر مقاتل نیز انجام داد.

در میان روایاتی که از مقتل‌الحسین (ع) موجود است، برخی به محافل شیعیان کوفه در سده دوم قمری بازمی‌گردد که روایت مقتل را براساس روایات امام‌باقر (ع) یا امام‌صادق (ع) حفظ کرده‌اند. البته مورخان بعدی به این دسته روایات نیز توجه داشته‌اند، اما همان‌طور که می‌دانیم، روایت ابومخنف از شهرت بیشتری برخوردار بوده است. برخی روایات شیعیان کوفی که بعضا نیز تمایلات زیدی داشته‌اند، در دوره‌های بعد، کمتر از سوی امامیان مورد توجه قرار گرفته و شماری از آن‌ها نیز که در متون کهن مرتبط با این موضوع گردآوری شده بودند، متأسفانه از میان رفته‌اند. ما از محتوای بسیاری از این کتاب‌های مقتل‌نویسی اطلاع زیادی نداریم و نمی‌دانیم که روایات آن‌ها تا چه اندازه با روایات «ابومخنف» و امثال او متفاوت بوده است. تنها شماری از روایات این منابع در منابع بعدی نقل شده است. با این وصف آنچه امام‌باقر (ع) و امام‌صادق (ع) دراین‌باره روایت کرده‌اند، اهمیت بسیاری دارد و باید بررسی بیشتری درباره آن‌ها صورت گیرد.

آیا اهل‌سنت نیز در نقل وقایع عاشورا کتابی نوشته‌اند؟

در میان رجال و نویسندگان اهل‌سنت، شمار زیادی از راویان و محدثان و مورخان را می‌شناسیم که درباره مقتل‌الحسین (ع) کتاب نوشته‌اند. البته در اینجا مقصود من نویسندگان وابسته به دوران استقرار مذهب اهل‌سنت است و پیش از آن و در دوسه قرن نخستین، راویان عراقی و حجازی بسیاری به روایت اخبار مقتل‌الحسین (ع) عنایت داشته و آن را به‌عنوان بخشی از روایات تاریخی ثبت کرده‌اند. بسیاری از اخباریان این دوره کوفی بوده و تمایلات آشکار شیعی داشته‌اند. اخباریان حجاز نیز به این موضوع توجه داشته‌اند.

در دوره تدوین کتاب‌های جامع در تاریخ و طبقات و اخبار تاریخی، مورخان و اخباریان عراقی و حجازی و حتی شامی به این موضوع نیز توجه داشتند و در ضمن آثار آنان که با ترتیب تاریخی و گاهی با عنوان کتاب تاریخ و گاهی در ضمن مجموعه‌ای از کتاب‌های تاریخی که عناوین آنان مستقل، اما در ترتیب معینی نوشته می‌شد، عنوان «مقتل‌الحسین (ع)» نیز دیده می‌شود. البته مهم‌ترین کتاب تاریخی، مقتل ابومخنف است، اما در کنار این سند ارزشمند که مورد استفاده طبری قرار گرفته است، شماری مقتل‌الحسین (ع) نیز می‌شناسیم که نویسندگان آنان تمایلات شیعی روشنی نداشته، اما به‌هرحال برای این موضوع اهمیت قائل بوده‌اند. برخی از این دسته روایات به روایات اهل‌بیت (ع) متکی بود که به‌وسیله راویان کوفی و گاهی مدنی روایت می‌شد. برخی را نیز راویان معتبری مانند محمدبن‌شهاب‌الزهری روایت می‌کردند. مورخانی مانند بلاذری و ابن‌سعد از این روایات بهره گرفته‌اند. در این میان، برخی رجال برجسته اصحاب حدیث اهل‌سنت در چند قرن نخست، در مجامیع حدیثی و نیز در کتاب‌های مسانید و در کتاب‌های طبقات خود، از روایات تاریخی و اخبار محدثان گذشته بهره می‌بردند و در بخش مربوط به حضرت سیدالشهدا (ع)، مقتل حضرت را روایت می‌کردند. از این جمله، طبرانی در «المعجم‌الکبیر» و بسیاری مانند او را باید نام برد.

در میان منابع مکتوب حدیثی نقل‌شده از سده‌های نخستین، زیارت عاشورا جایگاه بسیار ویژه‌ای در ادبیات عاشورایی دارد. برخی به سند این زیارت اشکالاتی وارد کرده‌اند. به‌نظر شما متن این زیارت و مؤلفه‌های آن با دوران نخست پس از حادثه عاشورا تطابق دارد؟

درباره متن و سند زیارت موسوم به «زیارت عاشورا» و اصالت آن تا کنون بحث‌هایی در میان عالمان شیعی مطرح بوده است. علاوه بر جایگاه معنوی این متن زیارتی و تجربه‌های شخصی مؤمنان که در کتاب‌ها و در سنت شیعی معمولا نقل می‌شود، این متن از نظر تاریخی اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. در متن این زیارت هیچ‌گونه مطالب نامتناسب با زمان انتشار آن دیده نمی‌شود. آنچه درباره امامان (ع) و خاندان اهل‌بیت (ع) در این متن آمده، با عقاید موجود در دوران پایانی عصر امویان سازگار است و از مطالب متحول‌تر دوره‌های بعدی در آن خبری نیست. نوع مطالبی که در این متن ارائه شده است، با وضعیت شیعیان در عصر پایانی امویان و با عواطف و احساسات عمومی شیعیان درباره مصائب اهل‌بیت (ع) و نسبت به دشمنان آنان یعنی امویان کاملا سازگاری دارد و فضایی را ترسیم می‌کند که ما آن را در منابع اصیل تاریخی دیگر همین دوران می‌شناسیم.
 
عاشــورا و ضعف تاریخ‌نگاری مورخان
 
فضای ولایت و برائتی نیز که در متن زیارت دیده می‌شود، با فضای عمومی نیمه نخست سده دوم قمری سازگاری دارد و این امر بر کسانی که تاریخ فرقه‌های مذهبی در این دوران را مطالعه کرده‌اند، پوشیده نیست. در سراسر این متن بر برائت‌جویی از امویان تأکید شده است؛ امری که به‌وضوح در جریان‌های شیعی در دوران پایانی امویان گسترش یافته بود. در حقیقت، تشیع طیفی وسیع از مخالفان با امویان را تشکیل می‌داد که درعین‌حال، به اهل‌بیت (ع) ابراز وفاداری می‌کردند. صرف‌نظر از برخی گرایش‌های خاص شیعی در آن دوران، عموم شیعیان حول محور تأکید بر نپذیرفتن خلافت امویان اجماع داشتند. در بخش اصلی این متن، صرفا بر امویان تأکید و از آنان اظهار برائت شده است. این خود نشان از اصالت متن است، زیرا در متن‌های برساخته بعدی، به‌دلیل تأثیرپذیری از فضا و ذهنیت عمومی، نوع اظهار برائت‌ها به‌گونه‌ای است که چنین تأکیدی را بر امویان که به‌هرحال زمان آنان سپری شده است، از دست می‌دهد و تعابیر عام‌تری را شامل می‌شود که قابل تفسیر به عصر عباسیان می‌شده یا عقاید متحول‌تر شیعیان را درباره دایره برائت‌جویی‌ها در بر می‌داشته است.

در متن زیارت عاشورا، نام‌هایی از دشمنان و عاملان شهادت حضرت (ع) و پیروی‌کنندگان آن‌ها ذکر شده است. این تعابیر نیز تأیید‌کننده صدور این زیارت در سده‌های نخست است؟

در این متن نام شماری از دشمنان اهل‌بیت (ع) می‌آید که کاملا نشان‌دهنده آن است که این متن در دورانی ارائه شده است که این نام‌ها هنوز برای مخاطبان شناخته بوده‌اند. تأکید بر آل‌زیاد یا شمر و عمرسعد در متنی که در دوران پایانی امویان ارائه شده، کاملا طبیعی است و نشان‌دهنده احساس عمومی شیعیان درباره ظلم و جفایی است که از سوی امویان و تک‌تک ایادی و عوامل آنان در حق اهل‌بیت (ع) اعمال شده است.

اگر این متن در دورانی متأخرتر ساخته شده بود، تحت‌تأثیر شرایط زمانی قرار می‌گرفت و از آن جمله اینکه تا این اندازه نام اشخاص و همچنین خاندان‌های مختلف اموی یا موالی امویان در آن مطرح نبود. اینکه در این متن از لعن و نفرین بر آل‌امیه و خاندان و عوامل سفاک آنان تا ابد سخن رفته، نشانه خوبی است برای اینکه این متن در زمانی ارائه شده که این خاندان‌ها قدرت داشته و متنعم از دستگاه جور امویان بوده‌اند و «اشیاع و اتباع و اولیای» آنان و به‌تعبیر دیگر زیارت، «امت» آنان در کار جفا بر اهل‌بیت (ع) بوده‌اند. در این متن از «سلم» و «حرب» در نسبت با اهل‌بیت (ع) و دشمنان آنان سخن می‌رود و بعد بلافاصله با ابراز لعن نسبت به آل‌زیاد و آل‌مروان و بنی‌امیه و عوامل و کارگزاران آنان به‌طور شخصی مقصود از دشمنان را تبیین می‌کند. آن‌گاه که در این متن از آل‌مروان و بنی‌امیه سخن می‌رود، روشن است که این سخن در فضایی بیان شده است که در آن این خاندان همچنان دارای قدرت هستند و با این متن، هدف این بوده است که نشان دهند قاتلان حسین‌بن‌علی (ع) و اصحابش گرچه خود در زمان حاضر نیستند، همچنان خاندان آنان هستند و حتی اگر خود را از آن عمل که در زمان یزید خلیفه اموی صورت گرفت برکنار می‌دانند، باز بر همان راه می‌روند و باید امروز با بازماندگان آنان مخالفت و دشمنی کرد. این امر کاملا فضای یکی‌دو دهه پیش از انقلاب عباسی و وضعیت گروه‌های شیعی را در اوایل سده دوم در کوفه نشان می‌دهد.

با توجه به نکاتی که درباره پیشینه ادبیات «مقتل‌الحسین (ع)» در سده‌های نخست گفتید، در قرن‌های بعد به‌ویژه عصر حاضر، آثار تحلیلی بسیاری درباره علت قیام امام‌حسین (ع) نوشته شده است. یکی از این کتاب‌ها که جنجال زیادی در دوره خود آفرید، کتاب «شهید جاوید» نعمت‌ا... صالحی‌نجف‌آبادی است. نظر شما درباره جنبه‌های تحقیقی این اثر چیست؟

تحقیق تاریخی اگر برپایه درستی استوار باشد، گاه می‌تواند مبانی اعتقادی را تصحیح کند و گاهی نیز به‌چالش بکشد. نمونه‌ای که اینجا باید ذکر کنم، کتابی است که یاد کردید. این اثر سال‌ها از اثرگذارترین کتاب‌ها درباره عاشورا و قیام امام‌حسین (ع) بود و نقد‌های بسیاری بر آن نوشته شد. من آن مرحوم را فقط یک‌بار در تهران دیدم و با او گفتگو کردم. آدم زحمت‌کشیده‌ای بود و کم‌وبیش منابع تاریخی مشهور را می‌شناخت و در آثارش به‌کار می‌گرفت. با این وصف، تحصیلات او بیشتر در فقه و اصول بود و در فقه در حد سطوح مدرس خوبی بود. اما دانش تاریخ از نوعی دیگر است. فقط خواندن چند کتاب تاریخی یا آشنایی با چند منبع در سیره و تاریخ کفایت نمی‌کند. به‌ویژه اگر موضوع با مباحث کمترشناخته‌ای مانند اوضاع صدر اسلام و دوران اموی مرتبط باشد.

در ۲۰۰ سال اخیر صد‌ها پژوهش در زمینه تاریخ امویان و تاریخ جزیرةالعرب و احوال اجتماعی و سیاسی و فرهنگی اعراب و قبایل عرب فقط در زبان‌های فرنگی منتشر شده و باز همچنان بسیاری از مسائل هنوز درباره عصر اموی ناشناخته است. بررسی فرهنگ سیاسی خلفای راشدین و اموی و مفاهیمی مانند بیعت و شورا و فتنه و از این قبیل و نیز شناخت دستگاه ایدئولوژیک اموی و مناسبات میان قدرت سیاسی و قبیلگی و طبقات مختلف جامعه اسلامی در حجاز و عراق بسیار پیچیده‌تر از آن است که فقط با ارجاع به چند کتاب طبری و ابن‌سعد یا بحث‌های جدلی به‌دست آید. در سده بیستم در مصر و عراق و لبنان، کتاب و مقاله در موضوع عصر اموی کم منتشر نشده است که تعدادی از آن‌ها برای درک ما از فرهنگ سیاسی عصر اموی مفید است.

درک علل و زمینه‌ها و اهداف و پیامد‌های قیام حضرت سیدالشهدا (ع) نیازمند پژوهش‌های تاریخی عمیقی است و این با شناخت گسترده‌ای از تاریخ و تاریخ‌نگاری اسلامی ممکن است. در چارچوب‌های پژوهش‌های سنتی تاریخی در این موضوع خاص به‌نظرم کار‌های مرحوم علامه‌عسکری و دکترشهیدی از بهترین پژوهش‌ها در زبان فارسی است. برخلاف این دو، از ضعیف‌ترین کار‌ها در عرصه مطالعات مربوط به تاریخ امام‌حسین (ع)، کتاب «شهید جاوید» آقای صالحی‌نجف‌آبادی است. این کتاب برپایه شناخت ناقصی از صدر اسلام، عصر خلفای راشدین، دوران اموی، محیط تاریخی و اجتماعی و سیاسی عراق و شام و حجاز و دست آخر مبانی دینی سده نخست قمری نوشته شد. متأسفانه علل سیاسی و واکنش‌های کمابیش ضعیف، این کتاب را چند سالی به‌شهرت رساند و در نهایت، کمتر فضایی فراهم شد تا به‌خوبی نقد شود. به‌تازگی دیدم برخی از نویسندگان و صاحب‌نظران این کتاب را نقد کردند و به‌درستی بر برخی ضعف‌ها و استنباط‌های غلط نویسنده آن دست گذاشته اند.

آقای صالحی نجف آبادی با پژوهشی ناقص و نااستوار و غیرمتعهد به اصول علمی پژوهش تاریخی، قیام امام‌حسین (ع) را تحلیل کرد و بعد، چون ایده او در این کتاب که به بحثی تاریخی مربوط می‌شد، با عقیده علم‌به‌غیب امام (ع) سازگار نمی‌افتاد، به عقیده علم‌لدنی امام (ع) پرداخت و حدود آن را به‌نقد کشید. این را می‌گویند خلط تاریخ‌نگاری و عقاید و آن هم با ابزار‌های ناصحیح از سوی آدمی که ابزار‌های لازم برای پژوهش تاریخی را در اختیار نداشت.

گفتگو با  علیرضا نظری خرم، نویسنده کتاب «داستان بریده بریده»
گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->