استاندار نجف در دیدار با هیات رسانه ای ایران: جمهوری اسلامی در زمینه های مختلف پیشرفت دارد | روابط عراق با ایران استراتژیک است + تصاویر گزارشی از جلسه نقد و بررسی کتاب «کارنامه فیاض: مجموعه آثار دکتر علی اکبر فیاض» اکران مردمی فیلم سینمایی «تمساح خونی» با حضور جواد عزتی و الناز حبیبی در سینما هویزه مشهد + فیلم سینما، آینه استحاله فرهنگی حضور زنان مشهدی در طرح طوبی، باعث هم‌فکری و هم اندیشی و تبلیغ عفاف و حجاب می‌شود یادی از غلامرضا صدیق غریب، معلم فرهیخته مشهدی| شاعری که غریب نبود تربیت ۱۵۰۰ مُبلّغ با هدف ترویج فرهنگ عفاف و حجاب در کشور نگاهی به سریال «اکازیون» به کارگردانی مسعود اطیابی| در سخیف بودن، استثنایی وجود ندارد! خلاقیت در هنر، هدایتگری در معلمی نشست طرح ملی طوبی، در مجتمع فرهنگی امام رضا (ع) مشهد برگزار شد برای معلم مهربان و روشنگرم «ناخن‌کشیدن روی صورت شفیع‌الدین»، رمانی از قاسم فتحی منتشر شد مسعود اسکویی درگذشت + علت فوت (۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۳) صفحه نخست روزنامه‌های کشور - چهارشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۳ جای خالی طنز صادق و دلسوزانه «گل آقا» تجربه‌ای دلنشین: کنسرت محسن ابراهیم‌زاده در برج میلاد
سرخط خبرها
صد کتاب قبل از صدسالگی (85)

گلستان همیشه خوش باشد

  • کد خبر: ۴۸۱۴۷
  • ۰۷ آبان ۱۳۹۹ - ۱۱:۰۸
گلستان همیشه خوش باشد
حجت الاسلام محمدرضا زائری - پژوهشگر دینی
«منت خدای را - عزوجل- که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسی که فرومی‌رود، ممد حیات است و، چون برمی‌آید، مفرح ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی، شکری واجب.»
این عبارات، سرآغاز کتاب ارجمند و گهربار «گلستان»، تألیف سخن‌سرای بزرگ ایرانی، حضرت سعدی شیرازی است.
کافی است نخستین کلمات از همین چند جمله را جایی که چند تن از نسل گذشته حاضر هستند، بر زبان بیاورید تا ببینید آنان که سن‌وسالی بیش از ۵۰ دارند، با چه شوق و شوری با شما هم‌آوا می‌شوند و ادامه آن را می‌خوانند:
«از دست و زبان که برآید
کز عهده شکرش به درآید؟»
و سپس برخی از ایشان آیه‌ای از قرآن کریم را با هم تلاوت می‌کنند که سعدی دیباچه گلستان را با آن زینت داده و شکر خداوند را به جای آورده است.

حالا کافی است یک‌بار دیگر همین عبارات را برای گروهی از جوانان و نوجوانان بخوانید. خواهید دید که در سکوت و تعجب، خیره به شما نگاه می‌کنند و هیچ واکنش و احساسی ندارند، زیرا با این جملات غریبه‌اند و این کتاب بزرگ و مهم را نمی‌شناسند.
همین آزمون ساده می‌تواند میزان فرسایش فرهنگی و خسارت عظیم هویتی در دوران جدید را نشان دهد و فاصله‌ای را که نسل جدید از بنیان‌های اساسی ساخت فرهنگی و اجتماعی خویش دارد، آشکار سازد.
نسل‌های پی‌درپی، این میراث بزرگ معرفتی و گنجینه قیمتی هویت دینی و ملی را حفظ کرده و خوانده و نوشته و آموخته‌اند و، چون پاره‌ای از جان و دل خویش پاس داشته‌اند، اما اکنون این امانت را باید به دست‌ها و دل‌هایی بسپارند که نمی‌یابند.

ساختمان فرهنگی جامعه ایران اسلامی بر پایه‌ها و ستون‌هایی استوار شده است که مهم‌ترین آن‌ها شاهنامه فردوسی، غزلیات حافظ، مثنوی مولانا و آثار نظامی و سعدی است.
اگر در طول قرن‌ها هیچ غارت و تهاجمی نتوانسته است اساس و بنیان این ساختار شکوهمند را درهم بشکند، به دلیل استحکام این ستون‌ها بوده است و خدا می‌داند که اگر این ستون‌ها سست گردند و دچار ریزش و فروپاشی شوند، چه بر سر این بنای فرازمند می‌آید.

گلستان سعدی یکی از کتاب‌هایی است که انسان باید نه یک‌بار که بارهاوبار‌ها بخواند و بشنود و به خاطر بسپارد و با کلماتش انس بگیرد و با جمله‌جمله‌اش زندگی کند.
سعدی بزرگ توانسته است معارف دینی و حکمت‌های عقلی را، چون گوهر‌های قیمتی در لابه‌لای شاهکار کم‌نظیر خویش «گلستان» بگنجاند و اگر غزلیات حافظ اوج اعتلای حکمت نظری بوده است، ادب و شعر سعدی -به تعبیر استاد بهاء‌الدین خرمشاهی- اوج و عصاره حکمت عملی نیاکان ماست؛
«گلستان، معروف‌ترین، معتبرترین، هنری‌ترین، شیوا و شیرین‌ترین متن منثور فارسی، در طول تاریخ ادبیات هزارودویست‌ساله فارسی دری است.»

این کتاب در نخستین نظر، یک متن فاخر ادبی و شاهکار هنر ماندگار استاد سخن فارسی به‌شمار می‌آید، اما شاید بتوان به‌جرئت ادعا کرد که سراسر آن پند‌های اخلاقی و نصایح و موعظه‌های معرفتی است که ریشه در قرآن کریم و احادیث نبوی دارد و بنابراین اگر گلستان سعدی را کتابی دینی و اخلاقی بدانیم، بیراه نگفته‌ایم.
«گلستان» به‌جز مقدمه و دیباچه‌اش، هشت باب دارد؛ از باب اول و دوم، در سیرت پادشاهان و در اخلاق درویشان تا ابواب دیگری در فضیلت قناعت و آداب صحبت.
صاحب این کتاب ارجمند در سرتاسر این ابواب -جز باب هشتم که تقریبا از حکایت خالی است- حکایت‌هایی را نقل می‌کند و می‌کوشد تا هدف خود برای موعظه و نصیحت‌خواهی را -چنان که بدان تصریح کرده است- به شیرینی و حلاوت محقق سازد.

عبارات آهنگین و شیوای گلستان، چنان دلپذیر و مطبوع است که هر ورقش، چون برگ گل، روح‌نواز و خوشبوست و سعدی نیز این حقیقت را می‌دانسته که چنین سروده است:
به چه کار آیدت ز گل، طبقی
از گلستان من ببر ورقی
گل همین پنج روز و شش باشد
وین گلستان همیشه خوش باشد
و بدین سبب، هم غالب قصه‌ها و حکایت‌های گلستان سعدی در زمره نقل‌های رایج و مشهور هستند و هم بسیاری از عبارات کوتاه و کلمات قصار آن به‌صورت ضرب‌المثل درآمده‌اند.
گلستان سعدی باغ و بوستانی است که هیچ‌گاه خزان بی‌برگی و بی‌رونقی را نمی‌بیند و تا کلمه هست و زبان هست، پایدار خواهد ماند و تا در این جهان کسی به فارسی شیرین و دلنشین سخن می‌گوید، این کتاب نظیر و مانندی نخواهد داشت.
گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->